
جين آدامز
1935- 1860 ¡ آمريكايي
جين آدامز يك فمينيست، مصلح و فعال اجتماعي بود و برخي او را بنيانگذار مددكاري اجتماعي در آمريكا ميدانند. او همچنين متفكر و نويسندهاي پركار در سنت فلسفي پراگماتيسم (عملگرايي) آمريكايي بود.
سال ۱۸۶۰ در ایلینوی به دنیا آمد. او یکی از هشت فرزند خانواده بود. زمانی که دو سالش بود، مادرش بر اثر زایمان درگذشت و جین توسط پدرش که وابستگی شدیدی به او داشت، بزرگ شد. او برای ادامهی تحصیل به مدرسهی علوم دینی بانوان راکفورد رفت و در این مدرسه بود که به فعالیتهای اجتماعی علاقمند شد. در سال ۱۸۸۱ فارغالتحصیل شد و تصمیم داشت که به تحصیل پزشکی بپردازد اما پس از مرگ پدرش و دورههای متناوب بیماری، به جای تحصیل پزشکی شروع به مسافرت، مطالعه و نویسندگی کرد. در ۲۷ سالگی، به همراه دوست صمیمیاش الن استار به اروپا سفر کرد و در لندن از «سکونتگاه» توینبی هال دیدن کرد. توینبی هال مؤسسهاي بود که در سال ۱۸۸۴ به عنوان کانونی برای آموزش و اصلاحات اجتماعی تأسیس شد. او که عمیقاً تحت تأثیر قرار گرفته بود، با همراهی استار، «خانهی هال» را به عنوان پروژهای مشابه در یکی از مناطق به شدت فقر زدهی شیکاگو تأسیس کرد.
مرکز خدمات اجتماعی
«خانهی هال» طیف وسیعی از خدمات اجتماعی را ارایه میداد که بیشتر - ولی نه صرفاً - بر زنان تمرکز داشت - از جمله مراقبتهای پزشکی و نگهداری از کودکان، فرصتهایی برای تحصیلات بیشتر، محل گردهمایی، باشگاه ورزشی و استخر شنا، کتابخانه و استودیوهایی برای موسیقی و هنر. «خانهی هال» زمینهای را برای آدامز فراهم آورد تا خود را با طیف وسیعتری از مسائل اجتماعی درگیر کند. در سال 1910، دانشگاه يیل به او یک مدرک افتخاری داد و در سال ۱۹۳۱، به خاطر فعالیتهای صلحآمیزش، برندهی جایزهی صلح نوبل شد. البته در این زمان، در وضعیت جسمانی خوبی نبود و نمیتوانست برای دریافت جایزه به اسلو سفر کند. او چهار سال بعد در سال ۱۹۳۵ درگذشت.
فلسفه و نویسندگی
آدامز تنها یک فعال و مصلح نبود و نویسندهای پرکار نیز محسوب میشد. به عنوان یک فیلسوف، او به طور قطع در سنت پراگماتیسم آمریکایی میگنجید و دوست و طرف مکاتبهی جان دیویی بود - این مکاتبات تأثیری متقابل بر هر دوی آنها داشت. یکی از اندیشههای کلیدیاش «معرفت همدلانه» است. به عقیدهی او، این معرفت از ارتباط اجتماعی با افراد دیگری با عقبههای متفاوت بر میخیزد. مواجهه با انسانهایی با تجربیات اساساً متفاوت، این قدرت را دارد که زندگی ما را به گونهای مثبت تغییر دهد و امکانهای جدیدی را برای برانگیختن حس همدلی فراهم کند. هنگامی که قادر به همدلی باشیم، به خاطر کسانی که برایمان اهمیت دارند کارهایی را انجام میدهیم - و این به عقیدهی جین آدامز، جزء اساسیترین مبانی جامعهی مردمسالار است. بنابراین «خانهی هال» صرفاً مرکزی برای برنامههای رادیکال اجتماعی نبود، بلکه تجربهای از زیست فلسفی و راهی برای بررسی معرفت همدلانه در عمل بود.
دیدگاه خود را بنویسید